السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
324
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
علم و آگاهى كارش را انجام مىدهد ؛ و ثانيا كارش را با اراده و انتخاب خودش انجام مىدهد ؛ و ثالثا : داراى قصد و انگيزهء زايد بر ذاتش در انجام آن كار مىباشد ؛ يعنى به گونهاى است كه اگر داعى و انگيزهء خاصى نسبت به انجام يك كار در وى پديد نيايد ، آن كار را انجام نمىدهد . انسان نسبت به كارهاى اختيارىاش ، مانند خوردن ، خوابيدن ، راه رفتن و مانند آن ، فاعل بالقصد مىباشد . چرا كه در هريك از اين افعال ، هدف و غرض خاصى را دنبال مىكند ، و براى دستيابى به كمال معينى ، كار را انجام مىدهد . متكلمان فاعليت خداوند را از اين قسم مىداند ، و براى خداوند داعى زايد بر ذات تصوير مىكند ، تعالى اللّه عن ذلك علوا كبيرا . فصل فصل كلى ذاتىاى است كه اختصاص به يك نوع دارد . و به ديگر سخن : فصل مفهومى است كه بيانگر جزء مساوى از اجزاى ذاتى نوع خود مىباشد . فصل اشتقاقى فصل اشتقاقى همان اصل و مبدأ فصل منطقى مىباشد ؛ يعنى آن جزء ذاتى مختصى كه مقوّم نوع است و فصل منطقى در واقع از آثار و خواص آن به شمار مىرود ، و لذا اختصاص به آن ماهيت دارد ، و در غير مورد آن يافت نمىشود . مثلا در مورد انسان ، فصل اشتقاقى همان « نفس ناطقه » است . اين نفس ، حقيقتى جوهرى است كه مقوّم ماهيت انسان و جزء آن مىباشد ، و اصل و مبدأ امورى چون ادراك كليات و تكلم مىباشد . فصل حقيقى در واقع همان فصل اشتقاقى است ؛ و اطلاق فصل بر اخص لوازم شىء ( فصل منطقى ) ، در واقع يك اطلاق مجارى و از باب اسناد شىء به غير ما هو له است . زيرا فصل ، مفهوم ذاتىاى است كه اختصاص به ماهيت خود دارد ؛ و يا چنانكه در كتابهاى منطق آمده است « فصل ، مفهومى است كه در پاسخ سؤال از مميز ذاتى شىء مىآيد » . و از اينروست كه فصل اشتقاقى ، فصل حقيقى نيز ناميده مىشود . از اينجا دانسته مىشود كه تقسيم فصل به فصل اشتقاقى و فصل منطقى ، از نوع تقسيم شىء به مصاديق حقيقى و مصاديق مجازى آن است . فصل بعيد فصل بعيد فصلى است كه موجب امتياز نوع از انواع مشارك دو جنس بعيد شود ، مانند حساس و نامى و سهبعدى براى انسان .